تاریخ و گردشگری درچشم اندازی جامع

گردشگری  علمی بانک مقالا ت رایگان  توریسم ومیراث فرهنگی .جاذبه های گردشگری و تاریخ ایران وجهان و...

بقعه سیدشمس الدین یزد

موقعيت مكاني:
بقعه سید رکن الدین درمحله وقت الساعت در خیابان مسجد جامع ، کوچه وقت الساعت واقع شده است

منابع تاریخی :
بنا به گفته احمد کاتب بانی مدرسه رکنیه مولانای اعظم سید رکن الدین الحق والدین محمد بن نظام الحسینی وخیرات او بیرون از حصر است . از مضامین وقفنامه ومبسوط بقعه سید رکن الدین چنین بر می آید که سید رکن الدین برای تاسیس علمی وخیریه خود که در یزد واصفهان وابرقو وکازرون وقم وکاشان وحدود این شهرها قرار داشت موقوفات بسیار در سراسر خاک یزد وجزء آن وقف کرده بود اما اکنون از آن همه تاسیسات متعدد و بزرگ که در وقفنامه آمده و در تواریخ یزد هم به ا نها اشاره شده است ، به جز بنای مسجد جامع یزد و مسجد محله مصلی عتیق منحصراً گنبدی از مدرسه اش که محل دفن اوست بر جای مانده است واین هم الظاهر به مناسبت آن است که مرقدش از قدیم الایام زیارتگاه شده است ، وگرنه از این بقعه هم اکنون اثری بر جای نبود.

این بقعه در جوار مسجد جامع قرار دارد وحتی گاهی از آن به اشتباه به مسجد رکن الدین(مدرسه رکنیه) نام می رود و کما اینکه در رساله یوسف غلام حسین نامی به آن داده شده است .

مولف تاریخ یزد مدرسه رکنیه را (( ام البقاع مدارس یزد )) می نامد ومی نویسد که این بنا مرکب از مدرسه و رصدخانه وکتابخانه سه هزار جلدی ومسجد وبیت الادویه ودارالشفاء وخانقاه ، مصنف رصد آن مولانا خلیل بن ابی بکر آملی بوده . مولف مذکور تفضیل کار رصد را چنین وصف کرده است : (( بر مقابل مدرسه رصدی ساخته ودو منار کوچک بر دو طرف آن مبنی شده وبر سریکی مرغ روئین نهاده که چون آفتاب طالع می شود آن مرغ رو به آفتا ب می کند وهرچه که آفتاب بر می آید او روی به آفتاب دارد برجانب ودر میان رصد چرخ چوبین منقش نهاده وسیصدو شصت قسمت کرده ودر هر قسمتی کرده ودر هر قسمتی درجه ساخته ...))

هم اکنون در یزد محله ای به نام (( وقت الساعت)) موسوم است ومیدان واقع در آنجا را به (( میدان وقت الساعت نام می برند . این تسمیه در تاریخ جدید یزد که قریب یک قرن پس از تاسیس رصد تالیف شده نیز آمده است . در جامع مفیدی نام محله وقت الساعت ومیدان وقت الساعت ذکر شده ومعلوم می شود که در آن زمان این میدان وجود داشته است .

مولفان تواریخ یزد نوشته اند که صورت موقوفات بر کتابه گرد ساحت در مدرسه ورصد خانه کاشی تراشیده ( معرق ) ثبت شده بود وچون مدرسه مذکور با تاسیسات متصل به آن ، موجب پستی مدرسه محمود شاهی جنب آن می شد .( مدرسه اخیر از بناهای اتابکان بود ) اتابک یوسف شاه که در آن موقع مسلط بر یزد بود به سید رشک برد وبه علت آنکه جمعی از عیاران خواجه ای ترسا را که با جمع فلوری به یزد آمدند همه نزدیک مدرسه ساکن شده بودند،کشتند و مالش را ربودند،یوسف شاه اتابک یزد تهمت این واقعه را بر سید رکن الدین نهاد وگفت که اتباع او چنین عملی کردند . پس سید رکن الدین را گرفت ودر چاه خورمیز در بند کرد . فرزند او سید شمس الدین به تظلم به تبریز رفت وشکایت نزد ابوسعید برد تا اینکه موجبات استخلاص پدررا فراهم کرد. سید رکن الدین در سال 732 وفات کرد ودر گنبد مدرسه خود مدفون شد .

بنا به گفته مولف تاریخ یزد (( گنبد سبز او که گنبد لاجوردی فلک زیر پایه اوست )) از این مطالب معلوم می شود که در آن زمان سراسرش از کاشی سبز رنگ پوشیده بود وبه مرور ایام خراب شده است .

مشخصات :
این بقعه دارای یک در ورودی می باشد . چهار طرف حیاط طاق نمای بزرگ آجری به چشم می خورد.درضلع شرقی صحن با خریدن خانه مجاور درصدد افزودن فضای بقعه بر آمده اند . بدنه دیوار صحن با آجر پوشیده شده است . کف صحن وداخل بقعه با آجر مفروش شده است . طرفین سردر ورودی بقعه سید رکن الدین از جهت شمال ، دارای دو صفه که هر یک از دو غرفه تشکیل شده است . حاشیه ولچکی های صفه ها وطاق نماها مزین به کاشی معرق با نقوش هندسی گل وبوته اسلیمی می باشد . سردر ورودی بقعه مسقف به طاق آهنگ با قوسی پنج اوهفت وسه طاق نمای گچی بری رسمی بندی می باشد که طاق نمای میانی بزرگتر است

در چوبی مشبکی ما را به داخل بقعه هدایت می کند . درضلع جنوب، محراب که مزین به رسمی بندی گچبری شده ، مقرنس کارشیکاری شده ، نقوش گل وبوته کتیبه به خط ثلث می باشد ، دیده می شود .در طرفین محراب طاق نماهایی با ترنجهای گچبری وکتیبه ثلث ودر ضلهای غربی وشرقی وشمالی طاق نماهای مزین به ترنج گچبری شده وکتیبه ثلث جلب توجه می کند . گنبد بروی چهار فیلپوش وشکنجهای رسمی ودوال ورف وبتکانه استوار است . به قول محمد کریم پیر نیا درون بقعه با گچبریهای نغز ونقشهای رسمی لاجورد وزر آراسته است . آهیانه گنبد مزین به شمسه بسیار زیبا و دوازده ترنج می باشد . در گریو گنبد چند پنجرۀ مشبک آجری به چشم می خورد .درقسمت فوقانی ضلع ، شرقی وشمالی ، 3 پنجره مشبک آجری تعبیه شده است . ازارۀ داخل بقعه تا ارتفاع 70/1 سانتیمتر با کاشیهای لاجوردی وسفیدپوشیده شده است . خود ( پوشش خارجی ) گنبد دو پوسته متصل و مزین به کاشی معرق لاجوردی وآبی با نقوش هندسی وقوس شبدری کند می باشد .

اربانه گنبد با کاشی معرق وخطوط بنایی ولوز آراسته شده است . نمای خارجی بقعه با آجر پوشیده شده است . بخشی از سطح پشت بام کاه گلی وبخش دیگر با جر مفروش شده است.
طول وعرض دیوارهای گنبد از داخل 86/11×82/11 وکلفتی دیوارها 40/1 متر ست .

يادگاريهاي بُقعة سيّد شمسُ الدّين در شهر يزد

يكي از بناهاي تاريخي بسيار مهم و زيبا و پريادگار شهر يزد باقيماندة يك مجموعه بناست كه در محلة چهار منار يزد قرار دارد و به صورت زيارتگاهي نيمه ويران گاه به گاه محل عبادت پيرزنان محله و به ندرت مورد بازديد علاقه مندان به آثار تاريخي و مسافران خارجي واقع مي‌شود. اين بنا، تاريخي دراز و قصه‌اي شنيدني دارد.

باني آن سيد شمس الدين فرزند سيد ركن الدين است. پدر، از سادات محترم شهر و باني مدرسه و دستگاه علمي و نجومي به جاي گذاشت كه شرح و تفصيل آن در كتاب مفصل وقفنامه به نام جامع الخيرات (چاپ تهران، 1341) مضبوط و حيرت آور علمي آن مي‌شكند و چون خود سيد ركن الدين را پس از وفات (سال 732) زير گنبد اصلي مدرسه دفن مي‌كنند در قرون بعد مدرسه به مزار تبديل ميشود. اكنون منحصراً زيارتگاهي است از زيارتگاههاي مشهور و محترم شهر يزد.

سيد ركن الدين در قضية قتل تاجري نصاري كه در يزد اتفاق مي‌افتد مورد غضب و اتهام سلطان يزد واقع مي‌شود و به زندان مي‌افتد. فرزندش سيد شمس الدين براي خلاصي پدر راه تبريز را پيش مي‌گيرد تا به دستور شاه پروانة آزادي پدر را اخذ كند.

سيد شمس الدين يكي از دختران خواجه رشيدالدين فضل الله طبيب همداني وزير مشهور عصر مغول را در عقد زوجيت خود در آورد و دستور آزادي پدر را نيز گرفت. اما در تبريز در گذشت. پس از وفات جسدش را به يزد فرستادند و زير گنبد مدرسه‌اي كه خود بنا كرده بود در خاك گذارده شد 1. سيد شمس الدين با تأسي پدر در محلة خارج از شهر آن روزگار يزد به ايجاد مدرسه و بازار و حمام و مسجد و خانقاهي پرداخت كه اكنون بناي اصلي و به اصطلاح قديم گنبد آن باقي مانده است و همانجاست كه مقبرة اوست.

اين بنا از حيث تزئينات يكي از شاهكارهاي هنر معماري يزدست و نقشة آن را سيد شمس الدين در تبريز طرح مي‌كند و به يزد مي‌فرستد و خود همين موضوع نكته‌اي است بديع در تاريخ معماري ايران كه نظير آن را در كتب ديگر نديده ام 2. بهر حال حكايت از آن دارد كه معماران ايراني طرح ساختمانها را بر روي كاغذ مي‌آورده اند و سپس بروي زمين رنگ مي‌ريخته اند و پي مي‌كنده اند.

تزئينات باقي مانده اين بنا عبارت است: كتيبة گچ بري به خط جلي بسيار زيبا در پيش درگاه ورودي، كاشيكاريهاي معرق در همين پيش درگاه، طرحها و گل اندازيها و رسمهاي هندسي و ترنجها و شمسه‌ها و حاشيه‌ها به رنگ و روغن در داخل صحن زير گنبد (كه متأسفانه موريانه 3 صدمه بسيار شديد به آنها وارد كرده است و به دشواري مي‌توان روزگاري اين آثار را مرمت كرد).

از تزئينات ديگر اين بنا دورة سنگ مرمر محراب آن  [18]  است كه زن سيد شمس الدين آن را در تبريز دستور فرمودند تا تراشيدند و به يزد فرستاد.

گچكاري بقعه شمسيه.

نقاشي بدنة بقعه شمسيه.

روي اين دورة سنگ آيات 17-20 سورة‌آل عمران را نقر كرده اند. بر روي قسمتهاي دست رس اين سنگهاي مرمر كه در دو طرف محراب است در طي قرون مقداري يادگار به خط اشخاص مختلف به مركب نوشته شده است كه خود آثاري با ارزش است و مؤسسات مسؤول بايد در نگاهباني آنها دلسوزي و مراقبت به كار برند و بنحوي كه به سنگ و يادگارها صدمه نزند آنها را محفوظ كنند كه بر اثر دست زدن اشخاص و مرور ايام محو نشود. البته مقداري هم از يادگارها به علت سائيدگي و كمرنگي ناخواناست و قابل خواندن نيست. متن يادگارهاي مهمتر را اينك درينجا نقل مي‌كنم:

در.  .   .   .   .  .   . بخش   [19]

.  .  .كن به احمد جامم 4 بخش

● باري زشراب شوق يك جامم نيست

هر چند گناه كارم اي بار خداي

خطي قديم بر كنار محراب

يادگاري ديگر از خطوط بر ديوار محراب

خطوط يادگاري بر ديوار محراب

كتيبة مرمر محراب   [20]

يادگاري بر ديوار محراب.

طاقنماي داخلي با نقاشي

خط نورالدين كجوئيي   [21]

تحريراً في آخر ربيع الثاني لسنه ثمان عشر و ثمانمأئه به وقت آمدن از طريق فارس شيراز به عزيمت خراسان وطن خود … محمد بن صفي الدين عمرالجامي.

● لكاتبه

   از وصل خوشاكسي كه سرمست بود……..

● هو. اين چند كلمه در روز عيد اضحي در خدمت حضرت رفعت پناه محمدرضا بيكاء سمناني قلمي گشت تحريراً في شهر ذي حجه الحرام سنه 1060، حرره نورالدين محمد كجوئي 5.

● خيز در كاسه زر آب تربناك (كذا) انداز پيشتر زانكه شود كاسة سر خاك انداز عاقبت منزل ما وادي خاموشان است حاليا غلغله در كلند (كذا) افلاك انداز 6 از جرون 7 بطرف دارالعبادة يزد آمديم روزي با جماعه همراه بوديم يادگار نوشته شد حرره زين الدين (ظ) بن . . . الدين سمناني همراه احمدبن محمدبن شيرازي گيوه فروش تحريراً في سبع ستين ثمانمأئه. شايد اين دو بيت حافظ قديمترين صورت موجود از اشعار او بر ديوار باشد. پس يادگاري است بسيار ارزنده و شايستة توجه و نگاهباني.    [22]

 

”پاورقي‌ها”

براي تفصيل اين مطالب به تواريخ سه گانة يزد (تاريخ يزد تأليف جعفري، تاريخ جديد يزد تأليف كاتب و جامع مفيدي تأليف مفيدي مراجعه شود. هر سه را من به چاپ رسانيده ام.)

در تاريخ بيهقي هم در مورد طرز اجراي ساختمان اشاره اي شده بدين صورت: «و به نشابور شادياخ را درگاه و ميدان نبوده، هم او كشيده به خط خويش . . . » (ص 149، چاپ غني / فياض).

به موريانه در يزد «ترده» Tardeh مي‌گويند.

شيخ احمد جام ژنده پيل مرادست.

اين شخص از خوشنويسان نستعليق عصر خود در يزد بود و دو كتيبة او هنوز بر سر آب انبارهاي يزد باقي است. خط او در يكي از نسخ خطي كتابخانة ملي ملك (تهران) نيز موجود است و در جامع مفيدي ذكر احوالش را مي‌توان ديد.

دو بيت از حافظ است.

بندرعباس.

http://www.ichodoc.ir/p-a/CHANGED/94/html/94-18.HTM

http://www.yazdmy.ir/post/18

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 13:30  توسط جمعی ازدانشجویان دکترسیدمحمدجعفرمیرجلیلی  |